سيد محمد كمره اى
168
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
لوئىهاى انبار من آتش گرفته ، آژان نگذاشتند زيادتر آتش بگيرد و از ناخوشى اهل خانه خودش كه بهتدريج مبتلا به حصبه شده نقل نمود . تعهد صمصام السلطنه استاد حسن خان نجار رسيد . باهم حركت كرده ، در راه حكايت بستن بازار پريروز و ديروز را با ناطقين مسجد شاه و مهملات آنها نقل كرد و تعهد صمصام السلطنه كه سه روزه اصلاح مىكنم . تا رسيديم مغازه رضوانى . آقا اكبر آقا آنجا بود ، اظهار داشت كه صبح رفتم منزل سردار جنگ ، عريضهام را دادم ، قرار شد بفرستد براى سردار اسعد . تشابه و تجانس به معاويه بعد عنوان نمود كه اقتدار الدوله از عراق تلگراف به وزارت داخله رمز كرده كه آقا ميرزا محسن نجمآبادى با الوار نهاوند همدست شده و ماليات جنس و نقد را به ماليه حواله داده و گرفتهاند . خوب است به آقا سيد محمد كمرهاى گفته شود كه سفارشنامه به آقا ميرزا محسن بنويسند تا آنكه از اين اعمال دست بكشد ؛ واقعا اقتدار را ملاحظه كن كه چقدر تشابه و تجانس را به مرحوم معاويه و عمروعاص دارد ، لكل موسى فرعون . من كه كمال تنفر از نجمآبادى به جهت خيانتى كه به خودم كرده دارم و اقتدار هم كاملا مسبوق است و خودش معرفى او را در ماليه كرده و برده و البته با خودش هم بايد همدست باشد ، چه كه سابقا ابدا اعتمادى به او نداشت و در قضيه خريد زمينى ، قاليچهها را جرأت گذاشتن نزد نجمآبادى نكرد ، حالا كه او را مىبرد البته بايد همدست باشند . بعد ساعت دو از مغازه بيرون آمده تا درب نقارهخانه استاد حسن خان به منزل . من هم به خانه . منزل شام آبگوشت و ماست و سبزى خورده ، ننه اسماعيل هم مذاكره نمود كه اسماعيل بهتر است و تبش بريده . بىعمقى وزارت داخله سهشنبه 18 رجب . - صبح از خواب بيدار شده ، قدرى در باغچه گردش و چايى خورده ، احمد از خانه عمهاش آمده ، مورد ضرب و شتمش واقع ساختم كه چرا